گذرگاه خیال

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال....با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

Thursday, 17 July 2008

دست هایم را باز می کنم و تا سه می شمارم

تمام جانم آغوش می شود
شانه هایت که خسته شوند
.غم که در نگاهت بنشیند
...
چشمانت را ببند و بیا

Posted by گلناز at 19:32

|


Newer Post Older Post Home
Subscribe to: Comment Feed (RSS)

خواندنی ها

  • تلخ مثل عسل
  • گردون هفته
  • در گلستانه
  • خواب های آقای خاکستری
  • کوتاه نوشته های من
  • آنکس که نداند
  • من و خودم
  • احلام
  • نوار قلب
  • حرفهایی از روی سادگی
  • حرفهایی....از زندگی
  • خوابی در هیاهو
  • کاریز
  • عرفان
  • شهرسنگستان

بایگانی

  • ▼  2008 (50)
    • ▼  July (4)
      • من این خانه را دوست ندارم
      • دست هایم را باز می کنم و تا سه می شمارم
      • خاکستری
      • جاده
    • ►  June (8)
    • ►  May (4)
    • ►  April (2)
    • ►  March (11)
    • ►  February (14)
    • ►  January (7)
  • ►  2007 (44)
    • ►  December (11)
    • ►  November (8)
    • ►  October (14)
    • ►  September (11)
استفاده از مطالب این صفحه با ذکر ماخذ و نام نویسنده مجاز است